هر كس از جايي سقوط مى كند كه بايد
آن كه از بالا مى ترسد از غرور مى افتد
اگر از پستى مى هراسد از كوه پرت مى شود
یا پله اى كوتاه شايد كوتاه تر از يك آه
آن كه از بالا مى ترسد از غرور مى افتد
اگر از پستى مى هراسد از كوه پرت مى شود
یا پله اى كوتاه شايد كوتاه تر از يك آه
من اما به نازکی تارهای سپید باورم
که از شقیقه ی دردناک تجربه ی زنانگی ام بیرون زده اند
عا شقانه به بازوان تو آويزان خواهم ماند
شب و كابوس مى دانند
سقوط من از سينه ى تو
از افتادن تمام ستاره هاي كودكى ام خطرناك تر است
که از شقیقه ی دردناک تجربه ی زنانگی ام بیرون زده اند
عا شقانه به بازوان تو آويزان خواهم ماند
شب و كابوس مى دانند
سقوط من از سينه ى تو
از افتادن تمام ستاره هاي كودكى ام خطرناك تر است
به حادثه ی شیرین زهدانمسوگند
مرگ تاريك نيست
مرگ چشمك مى زند
مرگ درخشان است
مرگ زندگى مى دهد
مثل لبخند چشمان تو


