۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

...119...




باورم بغض کرده
گوشه ای کز کرده و خیره خیره نگاهم می کند
دوستش دارم هنوز
دست داده ایم که دیگر نگذارم کسی خلوتمان را سرک بکشد
او هم همان باور قدیمی ام شود..... آرام ، مهربان و خوش لبخند
 آنقدر تجربه دارم که به راحتی درکش کنم

 باور آن روزهای من 
 حتی این روزها من را هم باور نمی کند 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر