۱۳۹۳ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

@



روزی اگر آدمی از هوا بی نیاز شود 
درخت از آفتاب
گل از آب
تمام می شود حکایت عذاب
ته می کشد نیاز و ناز
آزاد می شود دل از دلهره
شهر از آشوب
جنگل از آتش


زن از تنهایی


۴ نظر:

  1. پاسخ‌ها
    1. شقایق خوبم ، بدون این ای کاش ها زندگی چه شکلی می شد؟؟ <3

      حذف
  2. تمام تو را برای اولین بوسه
    از میان اینهمه خیال
    آنهمه تنهایی
    این حد اشتیاق
    ذخیره کرده ام
    میخواهم زانوانم استوار و محکم
    نفس هایم تند و داغ
    و چشم هایم پر نگاه باشد
    شگفت انگیز است
    بهاری که با بهار خواهد رسید
    خانه ی مان آغاز خواهد شد
    خانه ی ما
    لبریزم از لبخند رسیدنت
    هیجان داغ آغوشت
    بیتابی سرخ گونه هایت
    تجربه ی ناب اندامت

    مسعود

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. جووووووووون دلمی ، بی تابی تو تک تک سلول هام حس می شه عشق بی نظیر نازنین ..... عاشقتم عاشقااانه

      حذف