۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

...598...


از خراب شدن رابطه نترس.... پیش از هر رابطه ی رو به خرابی چندین علامت و نشانی بر سر راهت قرار می گیرد حال این تویی که به علامت ها نگاه کنی و از خط رد نشوی و در صورت بودن چراغ قرمزها بایستی. 

همین که نگاهت کند اما نگاهش با تو جرف نزند
همین که بی دلیل برود و برای ماندن دلیل بیاورد
همین که تو دلت بگیرد و شانه های او آرامت نکند
همین که مدام بپرسی: دوستم داری؟ 
همین که لباس هایش عطر همیشگی را ندهند
همین که بالشش یاداور لحظه های خوش آغوشش نباشد
همین که هنگام خداحافظی نگاه بی تاب تو را ببیند اما قدم هایش کند که نه سریعتر شوند از ترس ماندن
همین که جواب تلفن هایت را ندهد
همین که تو با او تماس نگیری و او بداندگله مندی اما از این وضع راضی باشد
همین که احساس کنی از محافظه کاری خسته شده
همین که بوی آغوشت نفس هایش را تند نکند
همین که ببینی داری خط می خوری حتی با مداد رنگی

و هزاران همین و همان دیگر که تو بهتر از من می دانی یعنی که رابطه دارد بر سرت خراب می شود .
یعنی امروز حرمت سلام دیروز را نگه نداری فردا حتی سزاوار خدا نگه دار هم نخواهی بود... بی خبر می رود و تو می مانی با یک دنیا سوال و چرا های بی دلیل ... چرا که برای تمام سوال هایت هزاران پاسخ از پیش آماده داشته ای اما خودت را فریب داده ای

کاش دست کم خودمان را نفریبیم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر