جایی خواندم شهامت به نترسیدن نیست ... به ترسیدن و خطر کردن است ! حالا حساب من که هم می ترسم و هم خطر می کنم و ورای همه ی ترس ها و خطرها دلبسته هم هستم با کرام الکاتبین است حتما ..... آقای کرام الکاتبین ! بنویس حساب این زن همیشه پای دلش بوده است ! با احتساب عشق ، غرور ، حسادت ، سکوت و بغض هایش دلش همیشه طلب کار است.بیچاره چقدر کارش سخت می شود وقتی به جای پرسیدن چنگ می کشد به خودش .... مثل دیوانه ها ... و همیشه چند جواب ساده ی فراری می شود کمر خمیده ی علامت سوالی که درست در زیباترین لحظه ها پرده می شود بر پنجره ی لب هایش
آسمان نمی بیند که می خواست لبخند بزند .... می خواست همیشه لبخند بزند
آسمان نمی بیند که می خواست لبخند بزند .... می خواست همیشه لبخند بزند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر