۱۳۹۳ دی ۱۲, جمعه

@



جایی خواندم شهامت به نترسیدن نیست ... به ترسیدن و خطر کردن است ! حالا حساب من که هم می ترسم و هم خطر می کنم و  ورای همه ی ترس ها و خطرها دلبسته هم هستم با کرام الکاتبین است حتما ..... آقای کرام الکاتبین ! بنویس حساب این زن  همیشه پای دلش بوده است ! با احتساب عشق ، غرور ، حسادت ، سکوت  و بغض هایش دلش همیشه طلب کار است.بیچاره چقدر کارش سخت می شود وقتی به جای پرسیدن چنگ می کشد به خودش .... مثل دیوانه ها ... و همیشه چند جواب ساده ی فراری می شود کمر خمیده ی علامت سوالی که درست در زیباترین لحظه ها پرده می شود بر پنجره ی لب هایش

آسمان نمی بیند که می خواست لبخند بزند .... می خواست همیشه لبخند بزند



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر