دیر زمانیست که معجزه ی زندگی ام دوست داشتن توست
آفتاب چشم هایم به نگاه تو دلیر و مهتاب موهایم به نفس تو درگیر
کلمه به کلمه نازل شدی بر اندامم
که سرزنش های زنانه ام را به باد دادم
آباد و آزاد
سر یر زانوی دوری ات جاری شدم
اگر در راه خسته بودم کنار خاطره ات آرام گرفتم
اگر در بیراه گم شدم در محاکمه ی رفتنت سر به راه شدم
تا هست شدی
هستی ام شدی
ای تمام هستی من
نام من را بسیار بگو
بر لب های تو ماندگارترین ترانه ها خواهم بود
من نیست شدم در تو... از آنم همه تو...
پاسخ دادنحذفجانانم.......
پاسخ دادنحذف