زن استکان ها را جابه جا می کند
مرد خانه است
سیاست را مچاله می کند
زن برق می اندازد سنگ سیاه را
مرد کلید در را می چرخاند و سرش را
تو نمی خوابی؟ شب به خیر
زن مدت هاست شب نمی خوابد
اطو می کند آرامش چروک خورده ی روحش را
در تاریکی و کلمات
تا شاید صاف شود خط افتاده بر پیشانی
و راهی باز شود به دری که آن سویش باور است و آرامش

زيبا بود مثل هميشه...
پاسخ دادنحذف