۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

...113...





من هنوز با خیالت خاطره می سازم

باور می کنی؟

با خاطراتت رویا می پوشم وصله وصله

واژه به واژه تو را،هوایت را سر می کشم

باور نمی کنی؟...

چشمانت را ببند... نفس بکش آرام اما عمیق

می بینی؟

آن دورها که به خیالت گم شده ای

پر است از هوای من

تو هیچ گم نشدی

کمی دور شدی

باور کن



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر