۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

...132...





بهانه هایت بس است
 بی انصاف این روزهای من.
بیش از کافی صدایت نکردم ؟
یاپیش از رفتن خوب نگاهت نکردم؟
که بی بهانه بهانه می گیری...

حالا که اصرار برهرچه نبودن است،می گویمت:

موج موج گلایه ات رانوازش نکردم
که ترانه هایم رالگدمال کنی.
خط به خط واژه هایت رامرورنکردم
 که به سادگی باورهایم را دور کنی.
به کدام مسلک باورت کنم؟
که آنهمه اصرار به بودن دیروزت
 تنها برای نبودن امروز بود و بس؟؟؟
حالا که بهانه ی آمدنت،دلیل رفتنت شده

 برو____!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر