۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

...191...





باید کمی قدم بزنم

و همانطور که سنگفرش ها را رقم می زنم

باید فردا را نیز قلم بزنم
و باز آرزو کنم
که تو نیز شاد باشی و سربلند
...و من آرام باشم و بی نیاز
گفته بودمت که من ستاره ی اقبالم؟
درست پیش از تو
آن دیگری بود
که دنبال نور بود
با من نشست
ستاره که شد رفت
آسمانم ستاره باران است
لطفی کن ... تو ماه شو
برو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر