حالا برو به سلامت
از من گذشت
بگذار شكوفه ها به زندگى شان برسند
اين هوا كه هيچش شبيه دل من است
با يك وعده ى بهارى باران نمى شود
كافى است بگويى فصل باز شدن پنجره هاست اما نسيمت نوزد
یا مثلا بنویسی با بلبل ها در راه بودی
کلاغ حسادت کرد ، راهت را بست
راستی تا یادم نرفته بگویمت
بترس که بهار بو ببرد پاییز تو یعنی مرگ دروغین برگ
یا مثلا بنویسی با بلبل ها در راه بودی
کلاغ حسادت کرد ، راهت را بست
راستی تا یادم نرفته بگویمت
بترس که بهار بو ببرد پاییز تو یعنی مرگ دروغین برگ
طوفانى مى شود بى مروت
شاخه و شكوفه را با هم مى شكند
دل كه نيست بشكند ، شعر بنويسد
درخت است
من كه نيستم به ريشه اش بزنند بايستد
درخت است
تا اين هوا سر سازگارى دارد
برو
که آمدنت تنها نرسیدن بود
اين دنيا هيچش شبيه من است
حواست به من نبود، گذشت
به شکوفه ها
به برگ ها
به بهار باشد
آسان نمی گذرد
به شکوفه ها
به برگ ها
به بهار باشد
آسان نمی گذرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر