۱۳۹۲ خرداد ۱۱, شنبه

@

تقصير هيچ كس نبود 
اين همه رفتن ها ، دور شدن ها، دير كردن ها 
تقصير از چشم من است 
كه انگار دل مى بندد 
تا خانه نشين روياهايش شود

من هميشه جدى جدى بازى خورده ام
و آنقدر در بازى غرق شده ام
كه هيچ وقت نفهميدم وقتى مى گويند چشم بگذار
يعنى بسوز اما آرام آرام بشُمار 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر