تقصير هيچ كس نبود
اين همه رفتن ها ، دور شدن ها، دير كردن ها
تقصير از چشم من است
كه انگار دل مى بندد
تا خانه نشين روياهايش شود
من هميشه جدى جدى بازى خورده ام
و آنقدر در بازى غرق شده ام
كه هيچ وقت نفهميدم وقتى مى گويند چشم بگذار
يعنى بسوز اما آرام آرام بشُمار
من هميشه جدى جدى بازى خورده ام
و آنقدر در بازى غرق شده ام
كه هيچ وقت نفهميدم وقتى مى گويند چشم بگذار
يعنى بسوز اما آرام آرام بشُمار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر