۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه

@

تمام خانه كتاب خانه است
براى زنى كه داستان هايش
نه نوشته شدند و نه خوانده
شب به گيسو نزند
زمستان دست از سرش برنمى دارد
و مدام مى زايد زير مردانى كه ناف خاطره هايش را ختنه مى كردند
و مى رفتند دنبال رزقى كه هرگز روزى نداشت

تمام شهر صندوق قرض الحسنه است
براى زنى كه حساب هايش
نه صاف شدند و نه بسته
چرتكه به وجدان راهش مى زند اما
خروجى اش بى حساب نمى شود
با سوزاك ذوب شده در كوره هاى تايلندى و خليجى

تمام دنيا رستاخيز است
براى زنى كه بى مرزى شعرهايش رنگ عشق داشت طعم تنهايى
شكايت نكرد اما شاكر بود
داورى نشد اما كافر بود
و ملكوت در چشمانش نگاه آبى پيرمردى است كه صداى عصايش به گوش ناشنواى معجزه
يعنى كه باران هست
و خدايى هنوز ميان گورستان گيسوانش زنده ....

اگرچه به نيايش كور
اگرچه به نوازش كر


نازنين جليليان

--------------------------
بلند نوشتن يعنى كه حرف هست دريغ از صدا !