۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه

@

بى مقصد ترين مسافران اين دنياييم
وقتى دلتنگى هامان حتى در چمدان جمع نمى شوند
مسافت خانه تا جاده را قدم به قدم شماره كردم
هزار صفحه شعر و شور بود
من با تو نه مسافرت
مهاجرت كردم
و هجران تاوان چشمان زنى است كه پشت سرت آب ى نپاشيد
بس كه شوق رفتن داشتى