از تو حرف نمی زنم تا مبادا به غرور شرایطت بر بخورد
مثال می زنم
مثلا همین زن همسایه موهایش که مرتب است می فهمم الکل کمتر می نوشد
یا بوی دود که از درز پنجره به خانه می آید یعنی هوا آن بیرون ها سردتر شده
بعضی روزها که از همیشه بیشتر زنم یعنی دلم آغوش می خواهد
یا بعضی شب ها که از هرشب کمتر خسته ام می فهمم دلیلش را
یا تو را دیده ام یا شنیده ام یا خوانده ام
خلاصه پای تو در میان است
!!!خواستم از تو حرف نزنم ... نشد
می دانی ؟
حتی خانم شاپرک هم از بال زدن آقای شاپرک می فهمد عطر امروزش تغییر کرده
جنس و نام گلی را که رویش نشسته بوده تشخیص می دهد .... شاید هم حسادت کند
زن است ... شاپرک و من ندارد !!
حالا خودت بگو اینطور که تو پر کشیدی و مدام دورتر می شوی
بوی عطر جدیدت را هم که نمی دانم چیست !!
باید خیال کنم آب از آب تکان نخورده ؟
سر من هنوز روی بازوی تو خواب می رود ، می دانی که؟
نمی دانم چرا مدتی است بازوی تو این همه زود بی حس می شود؟
من سرم را بر داشتم ....
تو شانه به شانه شو