۱۳۹۱ آذر ۱۷, جمعه

@

 روزها كه مى امدى فانوس در دست داشتى
 تو مى دانستى هراس من روشنايى نيست 
كه مديون ابرها و يا مرهون كوه ها باشد

من عاشق تاريكى ام 
و شعله اى اندك كه خاموشى اش را احتمال نيست 
تنها تو مى دانستى