هرچند دیر
هرچند دور
نگاه کن... مرا بخوان
...
شاید بنفشه های دل نازک مرا
که تا دیروز پشت پرده ی نمی دانم کدام اشاره
پنهان کرده بودی
به دیدر افتاب ببری
و تصویر خودت را
در خطوط کج و معوج احساس بر باد رفته ام ببینی
ببینی که در ایینه ی واژگان من چه زیبا بودی
و نه به من که به خود نیز
خطا کردی
گاهی... هر از گاهی
نگاه کن ... مرا بخوان
هر چند دور
هر چند دیر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر