با من از شب وقشنگی ننویس
واسم از عشق وبزرگی ننویس
محض خاطردل مهربونت
که هوای همه رو می خواد که مهتابی کنه
تو بمان و آن همه دربه درو ستاره ات
... من میان شب بی ستاره ام
از آسمون صدکویرخسته آفتابی ترم
تو بیایه لطفی کن ای همه عشق وعاطفه
سهم احساس منو بده به اون که ازهمه خسته تره
شاید روزی مثل من بفهمه که می تونه
سهمشو از تو بده به کسی که ازخودشم محتاج تره
خلاصه خیریه عشق و محبت همینه
دست به دست هم بدید تا کسی تنها نمونه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر