۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه

...475...



به سایه ام نزدیک شدم
رام بود و مطیع
در پی ام چنان می آمد گه گویی تنها منم 
و این دنیا
سایه بان آرزو هایم
... نگاهش کردم
و تازه شناختمش
خورشید بود که با هویت سایه دنبالم بود
دلش از این همه عینک دودی و کلاه شکسته بود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر