بیا بهار
بیا ببین مثل تو شدم
از هیچ کس گلایه ندارم
و سبکبار شکوفه می دهد شاخه های خشک احساسم با بوی تو
سفید و صورتی و نارنجی می شوم هنوز
... ...و بنفشه را دوست دارم چون مثل تو
بر باور بنفش خود ایستاده ام هنوز
کم که نیست بهار جان
سی و پنج بار مُردن و باز
با فروردین تو
زاده شدن
بیا بهار
باید دوباره به سختی زاده شوم
این روزها که گذشت
من عجیب مُردم
________________________
جمعه/بیست و هفت اسفند/هزار و سیصد و هشتاد و نه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر