۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

...460...


این که امروز به خیالت محو شدی
تا نبینم تصویر دروغ را
همان فرار و شرم از هر آنچه کردی نیست؟
من که حتی گلایه ام نکردم
تو از چه می ترسی؟
... ...از من؟
از حفره ای بترس که در دلم کندی
خودت دفن شدی
تاریک است
هوا نیست
نمی ترسی؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر