ما
من و تو
به سجده رفتگان عشقی هستیم
که پیش نمازش مسلمان نیست
معراجش معجزه نیست
... و فرشتگان بهشتش بزک شده های عریانی هستند
که بر بستر ما
من و تو با عطر تند عفونت و دروغ
به ارگاسم می رسند
ما
من و تو
آه می کشیم
درد به تمام تنمان می پیچد
و بر بستر زندگی بی حس گسترده می شویم
یعنی که هنوز زنده ایم
و
خیره به صفحه ای سفید
دوستت دارم را به هذیان تکرار می کنیم
میگرن تا مغز استخوانمان نفوذ می کند
ژست صبوری می گیریم و لبخند را می نویسیم
تا یادمان نرود
ادمی زاده ی عشق بود
و ما
من و تو
عاشقیم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر