۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

...328...




از آفتاب گردان که می نویسی
به خورشید حسادت می کنم

... یادت نرود
سیاهی بود که از پشت ابر بیرون آمدم

یادم نرود
تاریکی بود که روشن شدی در زندگیم

ماه من
تو پاداش یک عمر شب زندگانی منی

ستاره ام می گفت.......

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر