۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

...448...



اصلا من را چه به وسوسه و شعر و آفتاب

بی کار که نیستم
این همه غاز سرگردان دور سرم
چرخ می خورند 
تا شب و زندگی و دل بدانند
... ما به پیچ نرفتیم
رفتیم به سراب تخمی روزگار
غازمان را بچرانیم

____________
اصصاب مصصاب نداشتیم ظاهرا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر