۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

...449...



به خدا کافی است
پشت اولین باغ عاشقی
کنار رود روان دلتنگی
چشم وفایت را صفا دهی به اشک دل
آن وقت به رسم مردان قدیم
... روبرویم بنشینی و ساده
بسیار ساده بگویی
می خواهمت
خواهی دید
نه من
که حتی ماه و آفتاب به رنگین کمان درس یکرنگی خواهند داد
ساده می شوند چون باد
سبک می شوند چون ابر 
و آشتی می کنند 
خدا را چه دیدی
شاید عاشق شدند و
شب و روزمان شد عشق

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر