۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

...154...





بس است

... بیش از این نمک به زخمم نپاش

 این همه دلشوره تاب از واژه برده
 
از کدام شور سخن بگویم 

که اشک چشمم جای انگشتان زندگی بر صورتم را می سوزاند
 
عاشقی رسم باور است
 
نه رسم من 

که نمک گیر نامردمان این روزگارم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر