سى و هفت ساله هم كه باشى ،با يه دنيا خستگى و بغض ،وقتى مامان و بابات يه تل مو برات مى خرن بغضت مى ره و با لبخندى پنج ساله عكس مى گيرى و به دنيا پز مى دى ....درست مثل همون روز من
و صداى اونها كه قربون صدقه ى دختر قشنگشون مى رن ....دخترى كه واسه خودش شايد پير شده باشه ولى براى مامان و باباش هميشه بچه است ....و اين لذت بخشه .....خيلى
