۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

@





شبيه قى صبح گاهى چشم است وقتى خطوط دل نوشته در وبلاگ گمنامت را در يك اثر شاعر فيس بوكى مى بينى كه بيشتر از هزار انگشت شصت برايش بالا رفته است ....
راستى اين انگشت ها براى من است كه تو به راحتى لحظه هايم را برده اى يا براى توست كه خيال مى كنى همه نافهم و نادانند ؟؟؟
هرچه هست خودمان را نمى توانيم فريب بدهيم ...كه مردم فريبى در جامعه ى عجول و احساسى ما كار بسيار سهلى است