۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

@




روزهايى كه دلار نوسان دارد يا مثلا بازار اعتصاب مى كند ... روزهايى كه يك هنرپيشه از حرفه اش خداحافظى مى كند و يا ديگرى برهنه مى شود ... وقتى كه قرار است جايزه ى اسكار را به شخصى از كشور ما تقديم كنند يا مثلا زمانى كه فلان ملكه ى زيبايى جد پ
درى اش ايرانى است .... زمانى كه كسى دو خط هجو مى نويسد با تصوير نيمه برهنه ى زنى و در صفحه اش غوغا مى شود ... يا مثلا حتى در ساده ترين شكل ممكن مى نويسند هر لايك يك دعا براى كبد انجلينا جولى اونوقت است كه در همين فضاى به قول دوستان مجازى قيامت مى شود ...دست به دست مطالب اشتراك گذارى مى شوند و نظرات فيلسوفانه است كه از سراسر دنيا سرازير مى شوند ....

امروز روز پنجم از اعتصاب غذاى نسرين ستوده است و اين سكوت و بى تفاوتى تهوع اور ازاردهنده شده است ..... 
نسرين ستوده بى شك نيازى به هيچكدام از ما كه ندارد هيچ و نه تنها حق خود كه حتى قادر است حق يكايك ما را نيز طلب كند . بى شك به خواسته اش مى رسد و دهان استبداد و ديكتاتورى را حتى در زندان سخت مى دوزد اما اي كاش ما روزى كه ازاد شد و يا به خواسته اش رسيد و يا كارى كرد كه مايه ى مباهات ايرانى بودن ما شد ... درست همان روز كه شروع مى كنيم به گردن افرازى كه او يك زن ايرانى است .... همان روز ياد اين سكوت امروز روزمان بيافتيم و باز لب ببنديم كه خفقان سزاوار مردمى است كه جز براى دم تكان دادن هاى مثلا ملى كار ديگرى نمى دانند ......