۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

...177...



آهای ابر سیاه... گیرم تا هزار سال سایه ات بر سرم باشد...
 اصلا تو بگو روزی بی هراس بر تنم بباری.
 که چه؟
 به گمانت این دل پژمرده و بی ریشه شکوفه خواهد داد؟

ساده ای ابرک... ساده ای

صدای باد می آید... از من به تو: برو.... برو و بگذار ماه بتابد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر