راست بگو!
اگر بدانی بی تاب شانه های مهربانت هستم
و پاییز اینجا شکل هیچ پاییزی نیست
اگر بدانی دلم برای آرامش تنگ شده
و ارتفاع این سقف مرا به سقوط می خواند
اگر بدانی که اشکم بغض کرده
و تنها سر انگشت نرم تو می تواند ارامش کند
اگر بدانی من دلگیرم از او که هست اما نیست
و از تو که نیستی اما هستی
بهانه می شوی برای واژه هایم
تا ببارند زرد و سرخ و نارنجی
بر پاییز دل بی قرارم؟
به مهر سوگند!
پاییز اینجا شبیه هیچ پاییزی نیست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر