بانوى شعرهاى تو
بانوى لب و لبخند و ايينه
هنوز چون كوه ايستاده است
كوه استقامت يا غم
فرقى نيست
بى شك رد دستانت بر دامنش
انعكاس باردارى واژه هاى تو
در سكوت محض طبيعتى است
كه بى حضور اب و سنك ، پاى زنده بودنش مى لنگد
اما جاى امن تو بر قله اش تا هزارسالگى فتح قلبى كه سرد بود محفوظ است
بگذار اين افسانه تا هميشه به نام ما ثبت شود
"كوهى كه پايش بسته بود ، به فاتحش دل بسته بود "
salam
پاسخ دادنحذف