۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه

پلکان ریخته




هزاری هم که پله را به چشم بالا و پایین عبور کنید باز عقل حکم می کند زمان گذر کردنش نیم نگاهی به لبه های پریده اش بیندازید
پله است .... قبول

گاه شما را به آرامش می برد
گاه به درد
گاه شما را به لذت می برد
گاه به خشم
گاه شما را به بالا می برد
گاه پایین

همه ی این ها قبول
اما پله .... پله است
دل ندارد ... درست
فرسوده که می شود !
می ریزد!

شرط عقل است
کنارش بنویسند

با احتیاط رد شوید
امکان ریزش بسیار است

__________________________________

این نه شعر بود نه شعار .... درد پله ای است که از رد پا خسته و سیاه شده است

امضا ندارد حلالتان