۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

بودی حتی آن روزها که نبودی



کنار تمام خاطراتم نشسته ای
انگار نه انگار روزهایی هم بودند که تو نبودی
خوب که فکر می کنم
شانه های تو، دستان تو ، نگاه تو از آغاز بود
وگرنه چطور دوام اوردم گذران آن همه سخت را ؟

بیدارم نکنید
همین که وهمش هست راضیم