کنار تمام خاطراتم نشسته ای
انگار نه انگار روزهایی هم بودند که تو نبودی
خوب که فکر می کنم
شانه های تو، دستان تو ، نگاه تو از آغاز بود
وگرنه چطور دوام اوردم گذران آن همه سخت را ؟
بیدارم نکنید
همین که وهمش هست راضیم
انگار نه انگار روزهایی هم بودند که تو نبودی
خوب که فکر می کنم
شانه های تو، دستان تو ، نگاه تو از آغاز بود
وگرنه چطور دوام اوردم گذران آن همه سخت را ؟
بیدارم نکنید
همین که وهمش هست راضیم