گاهی... نه همیشه .... گاهی
تنهایی تمام بودنت را می جود ،اما تو بازنده نیستی ،نمی شوی . تو باید گردنت بالا باشد. باید این پنجره ی وامانده ی دوربینت که باز می شود لبخند بر صورتت باشد. باید قوی باشی. باید مایه ی سرافکندگی پدر نباشی وقتی می گوید که به تو می بالد . باید اسباب خنده ی پسرت باشی تا چشمش شبنمی نشود ، باید مایه ی دلگرمی مادر باشی و سنگ صبور خواهر و پشتیبان برادرت.... باید از دوری نگویی ..از غربت گلایه نکنی ، نبودن ها را بودن بنامی و به تن سختی ها حریر شعر بدوزی، معشوقه ی کابل ها باشی و نویسنده ی وبلاگ ها .
همه ی این ها باید باشی
حتی اگر
نیستی..
تمام شدی...
وجود نداری ...
مهم این است که پدر گفت : تو شیر مرد کوچک اندامی و من گفتم .... نـــــــــــه! من شیر زن کوچک اندامم
و او گفت: آری تو شیرزنی هستی که مردان در برابرت کوچک اندامند
و من باز نبودنم ... بودن شد
من خر شدم .... پس هستم
روزی که دیگر خر نشوم ........ خواهم رفت
بی شک از این زمین خواهم رفت
تنهایی تمام بودنت را می جود ،اما تو بازنده نیستی ،نمی شوی . تو باید گردنت بالا باشد. باید این پنجره ی وامانده ی دوربینت که باز می شود لبخند بر صورتت باشد. باید قوی باشی. باید مایه ی سرافکندگی پدر نباشی وقتی می گوید که به تو می بالد . باید اسباب خنده ی پسرت باشی تا چشمش شبنمی نشود ، باید مایه ی دلگرمی مادر باشی و سنگ صبور خواهر و پشتیبان برادرت.... باید از دوری نگویی ..از غربت گلایه نکنی ، نبودن ها را بودن بنامی و به تن سختی ها حریر شعر بدوزی، معشوقه ی کابل ها باشی و نویسنده ی وبلاگ ها .
همه ی این ها باید باشی
حتی اگر
نیستی..
تمام شدی...
وجود نداری ...
مهم این است که پدر گفت : تو شیر مرد کوچک اندامی و من گفتم .... نـــــــــــه! من شیر زن کوچک اندامم
و او گفت: آری تو شیرزنی هستی که مردان در برابرت کوچک اندامند
و من باز نبودنم ... بودن شد
من خر شدم .... پس هستم
روزی که دیگر خر نشوم ........ خواهم رفت
بی شک از این زمین خواهم رفت