۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

@



پشت پنجره ى خانه مان درختى بود پر از شكوفه 
صبح به صبح مى گفت: سلام 
اين شكوفه ها كه ميوه شوند 
خوشبختى مى رسد 
رنگ شكوفه ها طبيعى بود 
خيال مى كردم دروغ گوى ماهرى است 
اما
نقاش بهترى بود