۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

@




گاهی زندگی همین است که مثلا هی خیال کنیم تمام می شوند این روزهای بد که آفتاب لبخند می زند که خدا برای ما وقت خواهد گذاشت . در تمام این مسیر تا رسیدن به آن موعود خوشبختی از خود رد می شویم ، گمان می کنیم تاوان یک اشتباه هستیم و هرچه بر سرمان می آید سزای بودنمان است. برای از دست رفته هامان می جنگیم تا به دست بیاوریم آنچه را که دیگران هنوز ندارند .
مثلا ما تافته ی جدا بافته ایم ، ما هویت مان را از هزاران سال پیش آوردیم .
در سكوت از پشت سر دل کندیم به رو به رو هم هنوز دل خوش نیستیم .
از تولد ناخواسته مان گلایه داریم و از مرگ نمی دانم آن چه زمانمان هم هراسانیم . 

گاهی زندگی همین است که هی خیال کنیم تمام می شود!