۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

@



آن روزها مى گفتند روى زخم را اگر بكنى چرك مى كند و من دوست داشتم بدانم چرك مى كند يعنى چه ! 
دروغ بود ... زخم را بايد كند ، زخمى كه كنده نشود چرك و خون مى شود وجودت را مى گيرد ... من زخم هايم را مى كندم كه امروز دلم به حال تنهايى خدا هم مى سوزد ، اگر دختر خوبى بودم الان بايد سر به مهر دو عالم نفرينشان مى كردم كه : در غربت بميرند!!!