۱۳۹۱ اسفند ۱۰, پنجشنبه

@




به تو كه فكر مى كنم 
عشق از لب هايم مى چكد 
من شاعر مى شوم 
دفترم باران دلتنگى 
دستانت چترى بود كه چشمانم را از تگرگ خاطره امان مى داد 

زندگى خيس از شهوت حسادت 
چتر من را دزديد