۱۳۹۲ خرداد ۱, چهارشنبه

@

دلت را بيخود خوش نكن دلم
شايد بتوانيم پشت ابرها پنهان شويم
كه مثلا اين ما نيستيم مى گرييم
آسمان از زمين رنجيده
يا حتى روى چمن ها با اخم قدم بزنيم
يعنى وقتى دل ما شكست بى خيال كمر سبزه ها
اما تا هزار سال بعد از اين
اخم به كنج ابروى شعرهايم نمى آورم
وقتى دوستش دارم هنوز
كجا مى شود از رفتن و نبودنش نوشت
اين روزها مثل همه مى گذرند حتى خودش
دو فردا من مى مانم و تو و اين روز نوشت ها
كه هى مچ شب بيدارى هايم را خواهند گرفت
راحت بگويمت دلم !
نه خودت را خسته كن ... نه من
اين كلمات راه خودشان را مى روند
نه به بغض هاى من جارى
نه به شكستن هاى تو راهى 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر