از خودم گذشتم
از هر آنچه تو را از من بگيرد خواهم گذشت
مبادا روزگار صبور داغى را كه بر دلم گذاشت
به چشمان فرشتگانى بنشاند
كه بر شانه هاى تو
به چشمان فرشتگانى بنشاند
كه بر شانه هاى تو
داغ كردند مهر دل بستن را
بر كارنامه ى قلبت موم زدند
بر كارنامه ى قلبت موم زدند
من تو را آه نمى كشم
مباد كه آه اين دل شكسته تا هميشه
جغد كورى شود بر درخت خانه هاشان
از سرنوشت ماه پيشانى در شب هاى بى ماه و مهتابى بخواند
