استخوان لاى زخم هاى اين عشق گذاشتم آنقدر كه كارد به استخوانم رسيد
باور كردى بودن هميشه ماندن است
باور نكردى ماندن گاه همين رفتن است
جاده لزوما رفتن نيست ، گاه بريدن است
و خيال صبر از خود صبورى دل نازك تر
... تب خال هاى دورى ات را به يادگار خشك مى كنم
مى گذارم كنار گل سرخ هاى بودنت