گفته بودم عشق تو آرام من است
آرامش پيش از طوفان نبودى
تا دل خوش كنم به هياهوى بعد از رفتنت
مى خواستى چنان عاشقى كنى كه پاى هيچ آهوى بى جفتى نلرزد
مگر اين دل ناماندگار بى درمان من
پس رفتى همانطور كه مى خواستى
آب از آب در هيچ رودخانه اى از اين روزگارتكان نخورد
مگر اين دل ناماندگار بى درمان من
پس رفتى همانطور كه مى خواستى
آب از آب در هيچ رودخانه اى از اين روزگارتكان نخورد
مگر ويران سراى دل خشكيده ى من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر