وقتى براى بغض هم دليلى نيست يعنى خفه خون مرگ گرفته اى در دنيايى كه هيچ چيز براى هيچ كس حرمت نيست
حتى دل شكسته اى كه مرهم بودنش از رونق افتاده
بازارمحبتش كساد شده
و جلب نمى كند چشم هايش مردم كوچه ى عاشقى را
به توجه ديروزى كه ديگر هيچش توجيه امروز نيست
حتى عاشقانه هاى "تو" خوب من
يادگارى هايى كه در گوشم جاى گذاشتى
و امروز مثل قطار بردنت سوت مى كشند روى خط آهنى
از دورزدن قلب تو تا دورادور بودنم
كه حلقه شد آويزان به گردنم
اين نيز مى گذرد
مثل همه
مثل تو
يادگارى هايى كه در گوشم جاى گذاشتى
و امروز مثل قطار بردنت سوت مى كشند روى خط آهنى
از دورزدن قلب تو تا دورادور بودنم
كه حلقه شد آويزان به گردنم
اين نيز مى گذرد
مثل همه
مثل تو