حسادت نكن
همه معناى بودن در نبودن
تو نيستى
آنها كه هستند شاهدند
آغاز هر كلام من نام توست
نترس از سكوت
گاهى در برابر عشق واژه ها منزوى مى شوند
لبْ لبخند
و بغضى ناتمام رو به روى آيينه
موى باور را چل گيس مى كند
تا سپيد شود بخت فاصله
ماه حضور داشته است
در تمام شب هايى كه نبودى
از پنجره ات بپرس
جاى لب هايم را چه كسى پاك مى كند هر صبح
اصلا
حسادت بكن حرمت بودن در نبودن
حسادت هاى تو شاه كليد اسرار من در صنوقچه ى اصرار ما است
همه معناى بودن در نبودن
تو نيستى
آنها كه هستند شاهدند
آغاز هر كلام من نام توست
نترس از سكوت
گاهى در برابر عشق واژه ها منزوى مى شوند
لبْ لبخند
و بغضى ناتمام رو به روى آيينه
موى باور را چل گيس مى كند
تا سپيد شود بخت فاصله
ماه حضور داشته است
در تمام شب هايى كه نبودى
از پنجره ات بپرس
جاى لب هايم را چه كسى پاك مى كند هر صبح
اصلا
حسادت بكن حرمت بودن در نبودن
حسادت هاى تو شاه كليد اسرار من در صنوقچه ى اصرار ما است



