۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

...18...







خسته نباشی مرد


خدا قوت



هرچند که من در ازدحام نبودنت محو شده ام

که نبودنت اصراری بود بر نابودی این دل

نابودی دل گواهی بود بر تنهایی روح

و تنهایی روح بهانه ای بر جستجوی درمان



که درمان جز در بازار سیاه نامردان این روزگار یافت نشد

هزینه ی گزافی دادم در این بازار مکاره و نوشدارویی یافتم

چه تلخ بود نوشدارو که در گذر ایام فاسد شده بود

و تلخی اش هنوز کام مرا گس کرده



خیالت تخت ......

دیگر به روح خسته و دل شکسته و جسم تنها ی خود خو کردم

نوشدارو هم نمی جویم

می بینی در پس تمام الطافت رو به اتمامم



با این وجود..........

آسوده باش که در پس هر مرد موفق همواره زن تنهایی صبوری کرده

صبر می کنم تا موفقیتت را شاهد باشم

نمی دانم در آن روز

از ورای اینهمه دوری باز مرا خواهی دید؟

...........

خسته نباشی مرد من

خدا قوت


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر