نازنین
زن نیستی تا بفهمی ______ نه سنگ مفت بود نه گنجشک
۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه
...75...
نمی دانم دوری یا نزدیک
می مانی یا می روی
ناشناسی یا آشنا
اما
در تاریکی مطلق شب نشینی هایم
بی آنکه حتی تو بدانی
بارها
در آغوش وهم انگیزت
زنی را دیدم
که عجیب
لبخند می زد ـــــ !!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر