یا رب العالمین
روزی که پس از انفجاری بزرگ یا تصمیمی عظیم یا شاید معجزه ای شگرف
زمین را گرد آفریدی و به خود بالیدی
آیا هیچ فکر نکردی که شاید این من خسته
گوشه ای بخواهد تا خلوت کند با هرچه خود است؟
فکر نکردی شاید روزی مخلوق تو
تاب دیدن هیچ صورتی را نداشته باشد؟
هیچ با خود اندیشیدی که آن روز باید به کدام گوشه ی دنج این زمین مدورت پناه ببرد؟
حالا هی بروید و بیایید و بگویید که زمین گرد است
زمین به دور خود می چرخد
به خیالم که نچرخد
به قول مادر زیباتر از برگ گلم
دیگی که برای من نجوشد گویی سر سگ درونش بجوشد
چه کسی دور محور من می گردد؟
یا دور محور تو؟
چه کسی به زوایای فکر و زندگی ما نقاله می زند؟
گوشه گوشه های زندگیمان را می جویند بی آنکه چیزی بیابند
خسته نباشید ملت
من خود هیچ که نداشته باشم
زبان گویای خوبی دارم برای کنجکاوی هایتان
می گویند آدم ها اگر حرف نزنند غم باد می شوند
هیچ وقت نفهمیدم یعنی چه اما بارها آن را دیده ام
غم باد به خود راه نده غریبه
من نه زلالم نه لجن
من هم مثل خود تو سایه ای هستم از اشرف مخلوقات
که روزی خدایمان با خود اندیشید تک خالش را به زمین زده با آفریدنش
حالا تو هی بگو... هی بپرس... هی بخوان... هی ناسزا روایت کن
من هم فاتحه می فرستم
بر جمال آل هرچه بشر
که دیدارشان تاب از خواب من ربوده
مادرم.... پدرم
ختم " امن یجیب " نگیرید بر شفای من
که این تن مدت هاست نا امید شده از موجودیت زنانه ی خود بر زمین گرد خداوندی
انگشت هایتان را از سمت من بگردانید
من دیگر هدف خوبی برای کمان هایتان نیستم
دیگر نه صدایتان را می شنوم، نه صورتتان را می بینم و نه باورتان را ارزش قائلم
که هیچ یک از این ها در حق من ادا نشد
ناگهان صدایی از آسمان به گوش رسید:
از کدام حق حرف زدی ضعیفه؟
تمام تاریخ را با رد پای خود به گند کشیده ای.... کدام حقت را می خواهی؟
بی حیا خجالت نکشیدی که در مقابل دیدگان این همه نامحرم مسلمان و کافر
امضا ء کردی و کمپین یک میلیونی عضو می شوی؟
وا غیرتا ...... ضعیفه و چه غلطا
مادرم با بغض می گفت : تو را به جان مادر ساکت باش
پدرم با اندوه گفت : دخترم بی صدا خفه ات می کنند
مادر جان ..... نا خواسته ساکت شدم
پدر جان....... بی صدا خفه ام کردند
و لکاتگی را باور کردم لحظه ای که با پرچم الله اکبر کشورم
تبلیغات دختران داغ مو مشکی سرزمینم را در فضا دیدم
آهای
مردان خوش غیرت سرزمین آریایی
با ماهواره ی پرتابمان می کنند به سرتاسر این زمین گرد
آهای پدران با غیرت ایرانی..... کلاهتان را بالاتر بگذارید
و انگشت هایتان را به سان سالها پیش به نشان پیروزی بالا بگیرید
که دخترانتان خوش نام شده اند در جهان
به لطف هدف اشاعه ی دین در میان کفار
به حکم قاضی این ضعیفه را سنگسار کنید .... گناهش نابخشودنی است
و لکه ی ننگ امضایش پاک نشدنی
پ ن : باید خفه خون مرگ گرفت در این دیار

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر