۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

...86...






در آتش کلامت داغ شدم
دیدمت گر گرفتم

اما تو
رفتی________

آنچنان سرد و بی روح
که یخ احساست وجودم را گرفت

بی انصاف
استکان نبود که بگویی فدای سرم
سرد و گرم شد ترک برداشت

باور بود
غرور بود
خلوت بود
همه چیز من بود

دل بود _______ شکست


حرمت داشت
با مرام !!!!!

 نداشت؟   
 نداشت؟

پ ن : چشم که ببندی دیگر چه فرقی می کند به کدامین سو بنگری... از هر سو که بنگری ندیدن٬همان ندیدن است

۳ نظر:

  1. salam khobi man khaili talash mikonam vasat payam bezaram ama motasefane too in bloge jadide aslan in karo balad nistam in payamam bet mirese aya ? digari dar man

    پاسخ دادنحذف
  2. kheili ghashang bud...kheili. cheghad ehsasetun ghashange

    پاسخ دادنحذف
  3. همه بر سرم می کوبند که ای ساده دل بی پروا

    دل نبسته بود که بریده باشد

    رفت........... تمام شد

    دريغ.......

    پاسخ دادنحذف